
قسمتی از متن :
تهيّه كننده: مصطفي زاده اكبر
دبير مربوطه: جناب آقاي روشن ضمير
موضوع تحقيق: زندگي نامه ي گاليله
منبع و مأخذ:
كتاب گاليله
نويسنده: مايكل وايت
مترجم: عبدالرحيم مرودشتي
سال تحصيلي 87-1386
بسمه تعالي
گاليلئو گاليله آخرين فرزند وينچنزو و جولياگ ليلي در روز جمعه 15 فوريه 1564 م به دنيا آمد. خانواده ي او در شهر پيزا زندگي مي كردند كه در منطقه ي توسكاني در شمال غربي ايتاليا قرار داشت. پدر او موسيقيدان پرآوازه اي بود كه به موسيقي نظري علاقه ي بسياري داشت. او در ايتاليا به عنوان شخصي مبتكر و صاحب ديدگاه هاي كاملاً انقلابي در موسيقي شهرتي به هم رسانده بود و نخستين كسي بود كه در پژوهش خود از رياضيات استفاده كرد. عصري كه در حدود يك قرن قبل از تولد اين نابغه ي بزرگ آغاز شد و مورخان آن را «رنسانس» نام نهاده اند از ناحيه ي توسكاني آغاز شد. جايي كه گاليله رشد كرد و به بلوغ رسيد. رنسانس دوران نوزايي و طلوع دوباره ي هنر و علم بود. گاليله تا 11 سالگي در خانه زير نظر پدرش و چند معلم سرخانه تحصيل كرد. او كودكي با نشاط و سرزنده و اهل گشت و گذار بود او به كاوش و تحقيق در مورد هرچه در پيرامون خود مي يافت عشق مي ورزيد. وقتي از درس فراغت مي يافت به راه مي افتاد تا در بيرون توسكاني نقبها و تونل هاي پنهاني و ساختماني مخروبه را در دشت ها كشف كند. در سال 1575 م خانواده ي گاليله به فلورانس كه شهر بزرگي در شرق پاريس بود كوچ كردند. در ميان تمام شهرهاي ايتاليا فلورانس به عنوان مهمترين مكان آموزش و كانون روشني فكري مطرح بود. وينچنزو نمي توانست از عهده ي مخارج تحصيل فرزندش برآيد. لذا گاليله يازده ساله به مدرسه اي ديني در نزديكي شهر والومبروسا
«vallombrosa» فرستاده شد. اوضاع و احوال آن گونه نبود كه پدر گاليله انتظار داشت. پس از سه سال پدر گاليله احساس كرد كه بايد فرزندش را نزد خود بياورد. زيرا دريافته بود كه او به عنوان راهبي نوآموز داوطلب ادامه ي تحصيل علوم ديني شده است. وينچنزو از اين فكر فرزند بر خود لرزيد و گاليله را به فلورانس نزد خود آورد تا در همان جا ادامه تحصيل دهد. مخالفت پدر گاليله با راهب شدن او اوّلين نزاع ميان اين پدر و پسر بود. آن ها در اين زمينه كه بهترين رشته دانشگاهي براي گاليله چيست هم عقيده نبودند. در سال 1581م يعني در هفده سالگي گاليله در دانشگاه پيزا ثبت نام كرد. پدرش اصرار داشت كه گاليله بايد پزشكي بخواند زيرا مي پنداشت كه انتخاب اين رشته برداشتن گام اوّل بر روي پله ي پيشرفت و ثروت براي دانش جوي هفده ساله ي قرن شانزدهم است. گاليله با بي ميلي درخواست پدر را پذيرفت امّا در خلال چند ماه شدت مخالفت پدر فروكش كرد.
گاليله جواني با استعدادهاي گوناگون بود. او موسيقيداني مستعد، نقاشي چيره دست و نويسنده اي بسيار توانا بود. اما در همان سال هاي تحصيل در پيزا بود كه علاقه ي او به طب كاهش يافت و رشته ي مورد علاقه اش را پيدا كرد. بدين ترتيب تحولي بزرگ در زندگي او آغاز شد. در طول اوّلين نيمسال تحصيلي در دانشگاه پيزا گاليله در اوقات فراغت به مطالعه و فراگيري رياضيات پرداخت و كم كم شيفته ي اين رشته شد. او به ويژه به سخنراني هايي كه در اين زمينه مي شد سخت دل بسته بود. يكي از اين سخنران ها استيلوريچي «Ostillo Ricci» بود كه رياضيداني برجسته به شمار مي آمد. او در اين سخنراني ها در مورد هندسه ي اقليدسي سخن مي گفت. در پايان هر جلسه ي سخنراني گاليله پرسش هاي بسياري را مطرح مي كرد. رياضيدان پير متوجه شد كه اين دانش آموز بسيار باهوش و مستعد است؛ از اين رو وي را تشويق مي كرد كه پزشكي را رها كند و به تحصيل رياضيات بپردازد. با وجود خشم پدر گاليله تصميم خود را عملي كرد. در پايان نيمسال اول تحصيلي گاليله دانشجوي رشته ي رياضيات شده بود. در دانشگاه پيزا بودكه علاقه ي گاليله به نگرش هاي فيلسوفانه در علم فزوني يافت و آرام آرام در عرصه ي مباحثه و استدلال توانا شد. در موارد زيادي او عصباني مي شد و صدايش را بلند مي كرد و با داد و فرياد نظريات همكلاس ها و سخنران ها را رد مي كرد.
تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است