مشهد بیضا 17ص  

محل لوگو

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 46
  • بازدید دیروز : 420
  • بازدید کل : 1276397

مشهد بیضا 17ص


مشهد بیضا 17ص

مشهد بیضا 17ص - word (..doc) - تحقیق -

قسمتی از متن :

 

‏مقدمه

‏ ‏از صفات ب‏ا‏ر‏ز این دانشمند حقیقت پژوه ، روح ‏حساس و عدالت جوی او است‏ این دانش مرد‏ ، ‏در عین استغراق در تفحصات علمی، به امور اجتماعی و سیاسی نیز عنایت خاص داشت ،و‏ هر گاه اهل علمی را به بلا مبتلا‏ می دید یا قوم وملتی را در جنگ رفتار غیر عادلانه یا در وضع غیر طبیعی مشاهده می کرد ، از خود گذشتگی دریغ نمی ورزید ‏، بر سبیل مثال ، با حمله فرانسه و انگلیس به کانال سوئز مخالف بود ، و آن دو دولت را سخت نکوهش می کرد ، همچنین در مبارزه هفت ساله خلق الجزائر در طلب استقلال و آزادی ، پیوسته طرف ملّیون الجزائر را می گرفت و با سیاستمداران کشور خویش درکشاکش بود ، تا جایی که ماموران انتظامی دولت فرانسه ، با همه احترامی که برای شخصیت والای علمی او قائل بودند ، بنا گزیر ، چندی او را بازگشت کردند . خوشبختانه سرانجام شاهد پیروزی حق و عدالت بر ظلم و شقاوت شد و مستقل شدن الجزائر را مشاهده کرد . حلاج مردی ‏بزرگ ، مردی که از راه حق مرگ را عاشقانه پذیرفت و تا سر دار جز حق چیزی نگفت .

‏چشم و دل باز کن که آن بینی

‏ آنچه نادیدنی است آن بینی

‏دوران طفولیت حلاج

‏در زمانی که متشرفین آن را نهضت اسلامی نامیده اند موقع خلافت خلفای عباسی در بغداد قرن سوم هجری در تاریخ ‏«‏ 244 هجری ‏»‏ حسین بن منصور حلاج در دهکده درشور ‏شمال شرقی مشهد بیضا تولد یافت این شهر نزدیکی شیراز و به واسطه داشتن خاک

‏ لقید‏ به بیضا معروف شد و در زمان گشتاسب کیانی بنا گردیده است .

‏مشهد بیضا راه لشکری و نظامی بوده که از بصره به خراسان امتداد داشته و موالی بنی حارس کیانی در آن زندگی می کرده و مردم آن اکثر به زبان عربی صحبت می کردند بدین جهت نفوذ عربیت در آن شهر زیاد بوده است . در مورد نسبت حلاج در دائر‏ة ‏المعارف اسلامی ‏روایات متناقضی وجود دارد لیکن به طوری که در کتاب شهید تصرف اسلامی نوشته طه عبد الباقی سرور به عربی ذکر شده‏ دو روایت است ، اول این که‏ اجداد او را با بی ایوب الانصاری صحابی ‏داشتند که از این نظر اصلا عرب است دوم ‏به مجوسی ‏(زرتشتی ) ایرانی منتسب کرده اند . برای روایت اول دلیل قانع کننده ای دردست نیست ولی دومی به حقیقت نزدیک تر‏ ‏ می باشد .

‏علت این که لقب او را حلاج داده اند ، چون در شوشتر و اهواز پس از رسیدن به مقامات و کرامت عالیه از اسرار‏ ضمایر‏ مردم خبر می داده است . حلاج الاسرارش می گفتند و عده ای می گویند روزی در دکان پنبه فروشی نشسته بود اشاره به‏ قوزه های‏ پنبه کرد ‏پنبه ها از دانه خارج شد او را ملقب به حلاج کردند ،برخی هم معتقدند که پدر او حلاجی می کرده است .

‏پدر حلاج‏ به واسطه‏ تنگدستی از‏نور‏ بیضا به من منطقه‏ تستر‏ (شوشتر ) که مرکز نساجی و بافندگی بود ، رفت و از آنجا به شهر واسط که از بناهای حجاج ‏ثقفی ‏بین کوفه و بصره کنار دجله بود مسافرت کرد و حسین را که طفلی خردسال بود باخود برد . در آنجا حلاج به زبان عربی آشنا شده و زبان فارسی از یاد او رفت. اهالی شهر واسط به جزعده معدودی شیعه اکثرا سنی‏ حنبلی‏ بودند .

‏در واسط مدرسه ای بود به نام دارالحفاظ ، حلاج تا سن 12 سالگی ‏به درس خواندن در آن مدرسه مشغول بود در این موقع بود که قرآن را حفظ کرد و چون دارای حافظه قوی و استعداد ممتاز بود در محضر استادی

 

,مشهد,بیضا,17ص,دانلود

 

 


 

تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

 

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است

  انتشار : ۲ شهریور ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 171
http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما