محمد فرخي يزدي 8ص  

محل لوگو

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 124
  • بازدید دیروز : 357
  • بازدید کل : 1276055

محمد فرخي يزدي 8ص


محمد فرخي يزدي 8ص

برای شما بازدید کننده محترم این مقاله کامل را تهیه کرده ایم.

محمد فرخي يزدي 8ص

قسمتی از متن :

 

‏1

‏محمد فرخي يزدي

‏شاعراني که بر سر عقيده جان باخته باشند در قلمرو ادبيات فارسي انگشت شمارند. محمد فرخي يزدي يکي از آنهاست که به سال ‏۱۳۰۶‏ ه.ق در يزد متولد گرديد.

‏فرخي استعداد شعري و جوهر اعتراض را از همان ايام تحصيل در کار و کردار خود آشکار کرد و به سبب شعري که سروده بود از مدرسه اخراج شد. ديوان سعدي و مسعود سعد سلمان همدم جواني او بود. به ويژه سعدي طبع شعر او را شکوفا ساخت. در همان آغاز جواني سر از حزب دموکرات يزد در آورد و به گناه شعري در ستايش آزادي ساخته بود, ضيغم الدوله قشقايي حاکم يزد لبهاي وي را دوخت و به زندانش افکند. فرخي با دهان دوخته بر ديوار زندان نوشت:

‏به نگردد اگر عمر طي من و ضيغم الدوله و ملک ري

‏به زندان ار شد مر بخت يار برآرم از آن بختياري دمار

‏سه چهار سالي از امضاي مشروطيت مي گذشت که به تهران رفت و يک سال بعد از انتشار روزنامه طوفان همت گماشت و طي مقالات آتشين و انتقادآميز به جنگ استبداد و بي قانوني رفت. در دوره هفتم مجلس مردم يزد او را به وکالت برگزيدند و فرخي جزو جناح اقليت مجلس با هيأت حاکمه به مبارزه پرداخت و روزنامه طوفان را که تعطيل شده بود, بار ديگر منتشر ساخت که باز به حکم دولت توقيف شد و فرخي تحت فشار قرار گرفت تا آنکه ناگزير شد ايران را ترک کند و از راه مسکو به برلن برود.

‏2

‏فرخي در سال ‏۱۳۱۲‏ش. به تهران بازگشت و در کنار ديگر آزادي خواهان. با قرارداد‏۱۹۱۹‏ وثوق الدوله به مخالفت برخاست. يک بار در زندگي سياسي خود از سوء قصد جان سالم به در برد, يک بار هم در زندان دست به خودکشي زد اما به اين کار توفيق نيافت, تا اينکه در سال ‏۱۳۱۸‏ش. در زندان به طرز فجيعي با تزريق آمپول هوا به قتل رسيد.

‏غير از مقاله هاي سياسي آتشين, از فرخي ديوان مختصري حاوي غزليات و رباعيات او برجاست که چندين بار در تهران چاپ شده است. گيرايي شعر او از عشقي و عارف و حتي نسيم شمال کمتر ولي از لحاظ اجتماعي پرارزش است. او بيشتر غزلسراست. محتواي غزل او نه عشق و عواطف شخصي بلکه سياست و مسائل حاد اجتماعي است, فرخي سوسياليست مآب و طرفدار کارگر و رنجبر است. مايه اصلي شعرش همان مسائلي است که سيد شرف الدين, عارف, عشق‏ی‏ و بهار طرح کرده اند. او در عصر خود تنها شاعري بود که جهان بيني ثابت داشت و سرانجام بر سر همين امر هم جان باخت.

‏اين‏ سرود آزادي از فروخي است.

‏جان‏ فداي آزادي

‏آن‏ زمان که بنهادم سر به پاي آزادي دست خود زجان شستم از آزادي

‏تا‏ مگر به دست آرم دامن وصالش را مي روم به پاي سر در قفاي آزادي

‏در‏ محيط ظوفانزاي, ماهرانه در جنگست ناخداي استبداد با خداي آزادي

 

 


 

تصاویری از چند صفحه نخست فایل :

 

توجه فرمایید بدلیل تهیه ی تصویر با نرم افزار های خارجی متن نمایش داده شده در تصاویر ممکن است دارای اشکالاتی در نمایش برخی حروف باشد که در فایل اصلی بدون مشکل است

  انتشار : ۲ شهریور ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 191
http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما